خرید بک لینک
چند روزی ميشه که از 27 مربوط به شهریور حرف گذشت محرم هم بود سرکار هم باید ميرفتم پنج سال و سيزده روزه من عاشقم

یادم نرفته بود

فقط آدمی که زارت زارت غش میکنه نميتونه باهات حرف بزنه خدا

خودتم ميدوني یادم بود

هوامو داشتی زنده رد کردی منو دمت گرم

از بهترین روز زندگیم نميدونم چی بنویسم

خدایا ازت گله دارم یادت باشه

برچسب: نویسنده: رها یزدانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:06

نزدیک سربازی رفتنم شد

و

هنوز به سوالام جواب ندادي

ديگه کم کم یهو دیدی که بریدم از همه چی

يه جوري مث اینکه آب از سرم گذشته

پاشیدم ديگه

پس به سوالام جواب بده لطفا

جون علی جون من

برچسب: نویسنده: رها یزدانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:06

یه روزی حرفامو میزنم

بعدش میمیرم

برچسب: نویسنده: رها یزدانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:06

بیا برگرد از این شبا دلم پره آخه دل از دلت دل نمیبره بیا پیشم از حال دل برات بگم به خاطرت با دنیا من بهم زدم بیا پیشم ببین که بی هوا شدم نفس نبود که داد بی صدا شدم ببین حال این دل خرابه و نفس نفس نبود

برچسب: نویسنده: رها یزدانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:06

همه ی زندگيمو دارم ميدم

زیاد ازش نمونده

يه روزی تموم ميشه

من کار اشتباهی نکردم هيچوقت اشتباه نکردم

برچسب: نویسنده: رها یزدانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:06

مربوط به خدایا حرف شکرت به خاطر تموم بدبختی هام

برچسب: نویسنده: رها یزدانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:06

من که کافر شده ام

شاید خدایی باشد

از همه چی بریدم

قراره برم

میرم

تایباد نقطه صفر مرزی

برچسب: نویسنده: رها یزدانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:06

سلام خدا خوبی؟؟؟؟؟ هنوز همونقدر علامت سوال میزارم چه خبر؟؟؟؟ خبری از ما نمیگیری خوش میگذره؟؟؟؟ یه چیزی میخوام بهت بگم من روزای اخرمه خب کسی نمیدونه تو میدونی فقط پس یه لطفی بکن یه قدرت ماورایی بهم بده

برچسب: نویسنده: رها یزدانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:06

صفحه بندی